یک ۳۰ ساله ی همیشه ۲۲ ساله
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 17:46
به وقت جمعه ۲۶ اسفند وسط بهم ریختگی خانه تکانیِ این روز ها و عقب افتادن تحویل کارها و به وقت پایان ۳۰ سالگی اعلام میکنم جانِ هرکی دوست دارید بی خیال سورپرایز کردن من تو روز تولدم بشید آخه تاریخ رو ببین
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 16:06
حس میکنم روی دریا شناورم.زل زده ام به آسمان.خودم را سپرده ام به امواج.میگذارم دریا مرا ببلعد.هر چند وقت می آیم بالا نفس میگیرم .دوباره زل میزنم به آسمان.این بار لبخند میزنم.آرامم و متلاطم. به چیز هایی که خوشحالم میکند فکر میکنمبه هیچ کدام احساس قبل را ندارم. یک ماهی میشود خوابم بهم ریخته.دو کیلو کم ...
دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی...
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 0:44
یا لطیف هفته ی پیش بود که دلم به شدت, به شدددت. (با هفت هشت تا تشدید) هوای مشهد کرده بود. از آن هوایی شدن هایی که در به در توی اینستاگرام بگردی دنبال عکس حرم و مثل تشنه ی آب ندیده از این صفحه به آن صفحه و از این لایو به آن استوری بروی بلکه دلت آرام
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد...
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 0:44
یا اکرم این روزها به روی کربلا نرفته ها نیاورید بی سعادتی شان را بدجور درد دارد.
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 0:44
یا بصیر تصور کنید توی یک خانواده به حجاب اعتقاد و مذهب همدیگر توهین کنند که اگر کسی توی خانه قرآن خواند دلسردش کنند. اگر حجابش چادر بود مسخره اش کنند. اگر محبّ اهل بیت بود دیوانه اش بخوانند. عذاب نبود تصورش؟
تو بیا ای یار دیرین...
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 0:44
یا شفیق نشسته ام روی مبل راحتی. کنار همسر. داشتم برای هدیه ی نعم العون جان توی اینستاگرام کپشن مینوشتم که خودش پیام داد. اولش ماتم برد.باور نمیکردم منظورش همان باشد که توی ذهن من است. چشمانم تا آخرین حد بیرون زده بود,برقشان از چند متری نمایان بود و
چشم انتظار حادثه ای ناگهان مباش.... با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 22:54
یا مَنْ یَلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَی رَوْحِ الْفَرَجِ. توی نت مراحل هفتگانه ی سوگواری را می خوانم. مرحله ی شوک: ممکن است هیچ واکنشی نشان ندهید و طرف مقابل ممکن است مجبور شود چند بار خبر
گریه بارانم ولی صد زار آرامم نکرد
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:26
یا صبر الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ نفس عمیق بکشی. قلپ قلپ آب خوری که اشک هایت ریسه نشوند. ذکر بگویی و هی نهیب بزنی به خودت... مومن باش دختر...عزیزانت گناهی در بغضت ندارند. مومن باش . .. Let's block ads! (Why?)
در اندرون من خسته دل ندانم کیست...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:26
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Let's block ads! (Why?)
خوش تر ز نرگسی و من دوست دارمت...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:26
یا عشق قسم به خداوند که مهربان ترین مهربانان است از شما مهربان تر نسبت به خودم نیافتم وقتی "هوس" کودکانه ام را دانستید و به نیکی پاسخ دادید. "چشم هایم سرریز از شوق دیدن دوباره تان بود که دلم
مادرم گفت که عاشق نشوی!گفتم چشم
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
یا صبر قبل تر ها، مادر مخالف سرسخت چشم و هم چشمی بود. مخالف دهن بینی. حرف مردم. میگفت هر چه به دلت است. حالا اما حرف مهریه ی فلانی و طلا و انگشتر و سرویس و چه و چه ی دختر های مردم توی دهانش هست و من به نگرانی های مادرانه اش لبخند میزنم و توی دلم ریز ریز گریه میکنم. یَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَک...
من گریه میکنم که تماشا کنی مرا...
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
یا عشق اتود دستم میگیرم.هر خط راست و کج و منحنی ای به گنبدتان ختم میشود.مانده ام آزمون فردا را چه کنم. دستم نا آرام است .دلم نا آرام تر خیلی وقت است نا آرامم، امروز اما دیوانه تر.یادم به آن چارشنبه میفتد.به روزهای بعدش ...به کَرَمت جانا! منِ دلتنگِ دلبسته ی عاشق دیوانه ی کرمت شده ام...
قضیه چیه
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
یا علیم چطور میشود آدم سر امتحان کوانتوم و الکترومغناطیس و هرچه که از مشتقات فیزیک هست دلش به نقاشی برود آنوقت سر امتحان نقاشی بشیند لاپلاسین حساب کند. مغز ما هم شوخی دارد ها!!!
مرا طلایی گنبد تو بیقرار میکند
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: یا ، یا ، ، یا ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم...
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
یا بصیر خیلی اتفاقی، یادم به چند سال پیش افتاد. که لَه لَه میزدم برای جهادی.تا خود جلسه ی توجیهی اش میرفتم و نمی شد.می نشستم پای خاطرات کعبه دل ،جرعه وصال و زینب و هی مجنون تر می شدم. یادم به چند سال پیش افتاد که پیام پشت پیام بود که می آمد.که تا پای ثبت نام می رفتم و آخر بدرقه شان نصیبم می شد. یادم...
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم...
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
قُـلْ مَـنْ حَـرَّمَ زِینَـةَ اللَّـهِ الَّتِـی أَخْـرَجَ لِعِبَـادِهِ وَالطَّیِّبَـاتِ مِنَ الـرِّزْقِ ۚ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُــوا فِی الْحَیَـاةِ الدُّنْیَـا خَالِصَـةً یَوْمَ الْقِیَـامَةِ ۗ کَذَٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُـونَ.بگو:چه کسی" زینتهای خدا "را که برای بندگان خود آف...
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
یا عشق صبح به دلت هوای حرم بیفتد. ظهر بیفتی به روضه گوش دادن. هی آهنگ حامد زمانی را زمزمه کنی و هی اشکت شدت بگیرد.صدا هق هقت بلند شود.شب لایو بگذارند از مشهد. این حجم دلتنگی توی یک روز انصاف نیست. انصاف نیست آقاجان
شب های بی توام شب گور است در خیال...
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
یا دافع البلایا اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ
بغض من گریه شد و راه تماشا را بست...
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
یا عشق چارشنبه است. روز شما. قدم هایم را میشمارم.قلبم غلیان میکند. به نفس نفس افتاده ام.چشم از سنگفرش ها بر نمیدارم اَشْهَدُ اَنَّکَ تَسْمَعُ کَلامی وَ تَرُدُّ سَلامی و اَنَّکَ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّکَ مرزوقٌ... شهادت میدهم که شما سخنم را میشنوید و سلامم را پاسخ میدهید و شما زندهاید و نزد پروردگار روزی ...
روز وصل دوستداران یاد باد
-
تاریخ: 1397/3/27 ساعت: 3:29
بسم رب العشق به وقت یکشنبه 26 آذر 96 به وقت ساعات انتظار و ذوق و سرگشتگی به وقت عروسیِ جان دلم ،رفیق شفیق روزهای سخت...سخت... از صبح یک شور شیرینی افتاده بود به دلم.نه حتی قبل تر از بعد آخرین روزهای تابستان که با هم به دلدارمان رسیدیم یا از قبل ترَش که پای درددل هم، دل گرفته مان باز میشد و با خنده ب...